تبليغاتX
::. به نام زیبا ترین الهه ی عشق .::

به نام زیبا ترین الهه ی عشق

: درباره وبلاگ

 

این وبلاگ رو یه بار هک کردن اما کور خوندن من بیدی نیستم که با این بادا بلرزم من کم نمی آرم.


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

تیر 1386

 

: پیوندها

 

.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 
سلام گل سپیدم

به نام الهه ی عشق

 

دوستان عزیز سلام

 

ممنونم که به وبلاگ من اومدید

 

نظر تون برام خیلی مهمه پس یادتون نره .

 

| +| نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386 توسط مریم هوشیارپی  |   |  ارسال به دوستان
 
یه شعر برای تو

این شعر زیبا تقدیم به همه ی دخترهای عاشق (( شعراز فروغ فرخزاد))

 

 (( رویا ))

 

با امیدی گرم وشادی بخش

با نگاهی مست و رویائی

دخترک افسانه میخواند

نیمه شب در کنج تنهائی :

 

 

بی گمان روزی زراهی دور

 میرسد  شهزاده ای مغرور

می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر

ضربه ی سم ستور باد  پیمایش

 

 

می درخشد شعله خورشید

بـر فـراز تـاج زیـبـایــــش

تار و پود جاه اش از زر

سینه اش پنهان به زیر رشته هائی از در و گوهر

 

 

می کشاند هر زمان همراه خود سوئی

باد...پرهای کلاهش را

یا بر آن پیشانی روشن

حلقه ی موی سیاهش را

 

 

مردمان در گوشهم آهسته می گویند

((آه .. اوبا این غرورو شوکت و نیرو))

((در جهان یکتاست ))

((بیگمان شهزاده ای والاست ))

 

 

دختران سر ی کشند از پشت روزن ها

گونه هاشان آتشین از شرم این دیدار

سینه ها لرزان و پر غوغا

در تپش از شوق یک پندار

 

 

((شاید او خواهان من باشد ))

لیک گوئی دیده ی شهزاده ی زیبا

دیده ی مشتاق آنان را نمی بیند

او گاز این گلزار عطر آگین

 

 

برگ سبزی هم نمی چیند

همچنان آرام و بی تشویش

می رود شادان به ر اه خویش

می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر

 

 

ضربه ی سم ستور باد  پیمایش

مقصد او .. خانه ی دلدار زیبایش

مردمان از یک دگر آهسته می پرسند

((کیست پس این دختر خوشبخت ؟))

 

 

ناگهان در خانه میپیچد صدای در

سوی در گویی زشادی می گشایم پر

اوست ... آری ... اوست

((آه ای شهزاده ، ای محبوب رویایی

 

 

نیمه شب ها خواب میدیدم که می آیی))

زیر لب چون کودکی آهسته می خندد

با نگاهی گرم و شوق آلود

بر نگاهم راه میبندد

 

 

((ای دو چشمانت رهی روشن به سوی شهز زیبائی

ای نگاهت باده ای در جام مینائی

آه،بشتاب ای لبت همرنگ خون لاله ی خوشرنگ صحرائی

ره بسی دور است

 

 

لیک در پایان این ره ... قصر پر نور است . ))

می نهم پابررکاب مرکبش خاموش

می خزم در سایه ی آن سینه و آغوش

میشوم مدهوش

 

 

باز هم آرام و بی تشویش

می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر

ضربه ی سم ستور باد  پیمایش

می در خشد شعله ی خرشید

 

 

بر فراز تاج زیبایش

می کشم همراه او زین شهر غمگین رخت

مردمان با دیده ی حیران

زیر لب آهسته می گویند

((دختر خوشبخت !...))

 

 

برام نظر بذار و نظر تو در مورد عشق در یک جمله بهم بگو (جمله از خوت باشه )یعنی خودت اونو گفته باشی قول میدم به اسم خودت بذارمش توی وبلاگم .

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 توسط مریم هوشیارپی  |   |  ارسال به دوستان
 

باحال باحال (چند تا از آف های دریافتی ام رو هم براتو ن میذارم

نازم به ناز آن کس که ننازد به ناز خويش ، ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است

همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده

 

وقتي معلم پرسيد عشق چند بخشه؟زود دستمو بالا بردم گفتم يک بخش، اما از وقتي تورو شناختم فهميدم عشق 3 بخشه : عطش ديدنت....... شوق بودنت....و اندوه بي توموندنت

 

 

وقتي به دنيا آمدم چيزي در گوشم طنين انداخت گفتم تو كيستي؟ گفت :غم گفتم كه شايد غم عروسكي باشد كه وقتي بزرگتر شدم با آن بازي مي كنم ولي وقتي كه بزرگ شدم و خودم را درك كردم ديدم عروسكي هستم بازيچه ي دست غم درجواني غصه خوردم هيچ کس يادم نکرد درقفس ماندم ولي صيادآزادم نکرد آتش عشقت چنان از زندگي سيرم کرد آرزوي مرگ کردم؛مرگ هم يادم نکرد

 

 

 

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

 

 

 

كوچولو ، موچولو ، لولو ، مولو ، هلو ، نونو ؛ اين پيغام صرفا براي غنچه كردن لبهاي شماست و فاقد هرگونه ارزش قانوني ديگر مي‌باشد

 ***

ميروم دور از تو با دنياي خود خلوت کنم * بايد اخر من به اين بيگانگي عادت کنم * ميروم تا عاقبت پروانه اي پيدا شود * همنشين اين دل شوريده ي شيدا شود

 

 

 

روزي دروغ به حقيقت گفت : مــــيل داري با هم به دريـــا برويم و شنـــا کنيم ، حقيقــت ساده لــوح پذيرفت و گول خورد . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتي به ساحل رسيدند حقيقت لباسهايش را در آورد . دروغ حيلــــه گـــر لباسهاي او را پوشيد و رفت . از آن روز هميشه حقيقت عــــريان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقيقت با ظاهري آراسته نمايان مي شود

 

 

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

 

 

 

 

ساده نوشتن چون ساده زيستن زيباست پس ساده ميگويم تا ابد دوستت دارم

 

 

اگه اینو به هه سند تو آل نکنی مدیونی(خیلی آرووووم بگوووو ((خدایا دوستت دارم عاشقتم و بهت نیاز دارم ) امشب یه معجزه میبینی بهش شک نکن.

 

 

 

 

برام  نظر بذار عزیزم

 

 

 

 

 

 

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 توسط مریم هوشیارپی  |   |  ارسال به دوستان
 

با

 

عشق  

 

زمان

 

 فراموش

 

 میشود

 

و

 

 با

 

زمان

 

 هم

 

عشق

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 توسط مریم هوشیارپی  |   |  ارسال به دوستان
 
باحال

 

 

 

 

| +| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 توسط مریم هوشیارپی  |   |  ارسال به دوستان
 


This Template Designed By  Mahdi-K
All Rights Reserved

http://www.hadikazemiweb.blogfa.com http://www.hadikazemiweb.blogfa.com http://hadikazemiweb.blogfa.com

کد آهنگ در وب نوا

http://hadikazemiweb.blogfa.com